الشيخ علي اكبر النهاوندي
23
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
مهدى همنام من است و در بعضى زيادتى دارد كه همكنيّهء من است . « 1 » [ ردّ خبر اسم ابيه اسم ابى ] امّا جماعتى از اهل سنّت بر اين رفتهاند كه اسم پدر آن حضرت ، اسم پدر حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ؛ يعنى عبد اللّه است . از جملهء آنها ابن حجر در صواعق « 2 » است ، زيرا بعد از كلام سابق كه : « حجّتى در آن براى رافضه نيست ، گمان كردند . . . ، الخ » گفته : زيرا از چيزهايى كه ايشان را ردّ مىكند ، خبرى است كه به صحّت پيوسته كه اسم پدر مهدى با اسم پدر پيغمبر موافق است و اسم والد محمد الحجّة با اسم والد پيغمبر موافق نيست ، نيز از جهالات و مجازفات رافضه شمرده كه ايشان گمان مىكنند روايت بودن اسم پدر او ، اسم پدر حضرت رسول ، وهم است . جواب مستند ايشان به چند وجه است : وجه اوّل : در تمام اخبار نبويّهء اماميّه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از آمدن مهدى اخبار فرمودند ، اين زيادت را ندارد ، بلكه در بعضى از آنها فقط بعد از آنكه فرموده : اسم او اسم من است ، عبارت كنيّهء او كنيّهء من است مذكور مىباشد ، نيز در معظم اخبار اهل سنّت هم ، اين زيادى نيست . اگرچه صاحب كشف الغمّه فرموده : اين فقره از حديث كه اسم ابى باشد در اخبار علماى شيعه و در كتب ايشان مذكور نيست ، بلكه اين روايت از روايات عامّه است و عامّه در نقل اين فقرهء از حديث منفرداند ؛ از كلامش چنين معلوم مىشود كه نوع محدّثين و روات عامّه ، اين زيادى را در خبر مثبت دارند . ليكن چنين نيست . چنانچه بر متتبّعين در كتب صحاح و مسانيد ايشان ، اين مطلب واضح است و به تصريح گنجى شافعى اين زيادى « و اسم ابيه اسم ابى » را زائدة بن ابى الرقاد باهلى زياد كرده كه در تذهيب الكمال از بخارى نقل نموده : او منكر
--> ( 1 ) . ر . ك : الرسائل العشر ، ص 99 ؛ عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 91 . ( 2 ) . صواعق المحرقه فى الرد على الاهل البدع و الزندقه ، ص 167 .